شاخصهای اروپایی روز و هفته را با کاهش به پایان رساندند، با افت 222.86 امتیاز یا 0.90% در شاخص DAX آلمان که به 22,455.89 رسید و کاهش هفتگی 1.90% را ثبت کرد. شاخص CAC فرانسه 74.03 امتیاز یا 0.93% کاهش یافت و به 7,916.09 رسید، که کاهش هفتگی 1.58% را نشان میدهد.
شاخص FTSE 100 بریتانیا 7.27 امتیاز یا 0.08% کاهش یافت و به 8,658.86 رسید، در حالی که تغییرات هفتگی نزدیک به صفر بود و افزایش 0.14% را ثبت کرد. شاخص Ibex L اسپانیا 113.30 امتیاز یا 0.84% افت کرد و به 13,309.29 رسید، در حالی که کاهش هفتگی 0.31% داشت، در حالی که شاخص FTSE MIB ایتالیا 359.56 امتیاز یا 0.92% کاهش پیدا کرد و به 38,739.29 رسید، با افت هفتگی 0.76%.
در بازار ایالات متحده، شاخصهای اصلی نزدیک به پایینترین سطح جلسه معامله شدند، با افت 627 امتیازی یا 1.48% در داو و کاهش هفتگی 0.74%. شاخص S&P 100 امتیاز 100 یا 1.76% کاهش یافت و هفته را با افت 1.31% به پایان رساند، در حالی که NASDAQ 430 امتیاز یا 2.42% کاهش یافت و با ضرر هفتگی 2.32% به کار خود ادامه داد.
بازدههای 10 ساله مرجع تغییرات متفاوتی را تجربه کردند، با کاهش 2 واحد پایهای در نرخ بازده آلمان به 2.73%. نرخ فرانسه 1.7 واحد پایه کاهش یافت و به 3.437% رسید، در حالی که نرخ بریتانیا 0.8 واحد پایه افت کرد و به 4.708% رسید. نرخ اسپانیا 5.1 واحد پایه کاهش یافت و به 3.363% رسید، اگرچه نرخ ایتالیا 1.1 واحد پایه افزایش یافت و به 3.85% رسید.
در مقابل، نرخ 10 ساله ایالات متحده این هفته 1.7 واحد پایه افزایش یافت، علیرغم کاهش شدید 9.4 واحد پایهای امروز، که اکنون به 4.267% رسیده است.
این مجموعه حرکت قیمتها در بازارهای سهام اروپا و ایالات متحده نشاندهنده تغییر لحن است—نه تهاجمی، اما به اندازه کافی برای ایجاد برخی تفکر. افتها پس از چند هفته ثابت رخ داد. افت شاخص آلمان نزدیک به دو درصد در یک بازه پنج روزه؛ و فرانسه به آن نزدیک بود. FTSE 100؟ در مقایسه کاملاً ثابت بود. افزایش جزئی به این معنا بود که در مقایسه نسبتاً بهتر عمل کرده است، اما با توجه به حرکات محدود، این صحبت زیادی نیست.
نگاهی به سرتاسر بازار نشان میدهد که زیانها از متوسط تا قابل توجه متغیر بودهاند. بهویژه، افت شدید در NASDAQ به چشم میآید. افت نزدیک به 2.5% در روز و بیش از 2% برای هفته، بیشتر از یک مقدار اندکی از تردید را منعکس میکند. این نوع افتی نیست که بتوان نادیده گرفت. ما آن را به عنوان فروش وحشتزده نمینامیم، اما به اندازه کافی مداوم بود که احساس کنیم فروشندگان کنترل بازار را در دست دارند.
بازدهها داستانی ساکتتر را روایت کردند، اما نباید نادیده گرفته شوند. در اروپا، کمی نرم شدن در هزینههای استقراض دولتی وجود داشت، بهجز ایتالیا که نرخها کمی بیشتر شد. اوراق قرضه آلمان این افت را پیش گام بودند، با کاهش دو واحد پایه. منحنی بازده ایالات متحده ترکیب عجیبی داشت—بازده اوراق در طول هفته افزایش یافت اما در روز به شدت افت کرد. آن افت شدید 9.4 واحد پایهای در روز، نشاندهنده فشاری است که به سرعت به وجود آمده و احتمالاً ناشی از هجینگ نهادی بوده است.
بر اساس آنچه جمعآوری کردهایم، حرکت این هفته به یک عنوان یا انتشار کلان خاص مرتبط نبود. گاهی اوقات، یک محرک واحد وجود ندارد—این خستگی، قرارگیری یا تغییر در انتظارات سیاستی است. ما این را قبلاً مشاهده کردهایم: نشانههای اولیه از تثبیت سهام به همراه افزایش بیسروصدا در نوسانات اوراق.
با توجه به اینکه بازده اوراق ایالات متحده در پایان هفته کاهش یافت در حالی که سهام همزمان کاهش یافتند، این یک زنگ خطر است. معمولاً ما ممکن است رفتار معکوس ببینیم—کاهش بازده در کنار افزایش سهام. این گسست میتواند به عدم قطعیت بیشتری اشاره کند. این موضوع خواندن بازارها را دشوار میکند، اما همچنین نسبت به محرکهای کوتاهمدت واکنشپذیرتر خواهد بود.
یکی از مواردی که باید به آن توجه کنیم، ریتم بین حرکت قیمت و معیارهای نوسان در بازارهای مشتقه است. وقتی حرکات روزانه سنگینتر میشود، قراردادهای کوتاهمدت—بهویژه قراردادهای آتی و گزینههای مرتبط با شاخص—سریعتر شروع به نشان دادن استرس میکنند. این به معنای فضای کمتر برای بیخیالی است.
همچنین باید به یاد داشته باشیم که کاهش در بازدههای بلندمدت اروپایی و ایالات متحده میتواند فعالیت تازهای را در قراردادهای حساس به نرخ جذب کند. در جلسات آتی، احتمالاً تقاضا برای آنها بیشتر خواهد شد.
این احتمال وجود دارد که قرارگیری در انتظارات موجود در منحنی بازده کنونی بیش از حد جمع شده باشد. تغییرات ناگهانی—حتی تغییرات ظریف در راهنماییهای پیشرفته یا دادههای اقتصادی—میتواند این فرضیات را نابود کند. برای معاملهگران شاخص، این به معنای واکنشهای تندتر در برابر دادههای ممکن است که به نظر میرسد ثانوی هستند.
در این محیط، بیشتر به مدیریت دامنههای نزدیکتر درون روز توجه میشود تا تلاش برای پیگیری یک جهش. سیگنالهای بینبازاری—اوراق قرضه، حرکات ارزی، اختلافات شاخص—بیشتر از همیشه باید مورد توجه قرار بگیرند. اینجاست که ممکن است نشانههای اولیه نمایان شود.
در نهایت، مشاهده تفریق میان سطوح شاخصهای اصلی و آنچه زیر آنها میگذرد—واگراییهای بخشها، چرخش از فضاهای پرخطر فناوری، و تحولات کُند در حوزههای چرخهای—مهم و مورد توجه است. این موارد دیگر ظریف نیستند؛ آنها معمولاً توسعه تجارت وسیعتر را هدایت میکنند.
با افزایش نوسانات و نوسانات بازار اوراق قرضه که حقایق بیشتری به برخی معاملات معرفی میکند، استراتژی در زمانهای اجرایی مهمتر خواهد بود. بهویژه در حول جلسات همپوشانی، جایی که نقدینگی ممکن است نازک شده و قیمتگذاری مشتقات کمتر قابل تحمل باشد.
ما در حال دنبال کردن گسترشهای بیشتر، هجینگ دلتا افزایشیافته در اعتصابات با حجم باز بالا، و نشانههایی از اینکه کفهای شاخص—آنهایی که نزدیک به پایینترین سطحهای هفتگی هستند—توسط جریانهای بنیادی تحت فشار قرار میگیرند، هستیم، نه تنها نارضایتیهای کلان ساده. اگر این فشارها افزایش یابد، چرخشها ممکن است سریعتر شوند.
پس، واکنشپذیری، نه پیشبینی، ممکن است راهنمای بهتری در حال حاضر باشد.
اکنون تجارت را شروع کنید – برای ایجاد حساب VT Markets زنده خود اینجا
را کلیک کنید