سخنگوی کاخ سفید، کارولین لیوت، اعلام کرد که تعرفه ۳۴ درصدی بر چین به تعرفه ۲۰ درصد موجود اضافه خواهد شد و مجموع تعرفه به ۵۴ درصد خواهد رسید. پیشبینی میشود که این امر منجر به افزایش قابل توجه قیمتها برای مصرفکنندگان در ایالات متحده شود و احتمالاً هزینههای اقلامی مانند ماشینهای لباسشویی را تا ۵۰ درصد افزایش دهد.
علاوه بر این، رئیسجمهور سابق ترامپ تعرفه ۴۶ درصدی بر ویتنام و تعرفه ۴۹ درصدی بر کامبوج وضع کرد. این امر باعث شد تا شرکتهای متعددی تولید خود را به این کشورها منتقل کنند تا از تعرفههای مرتبط با کالاهای چینی بگریزند.
تأثیر تعرفههای تجمعی
اعداد ارائه شده تصویر روشنی از آنچه در حال رخ دادن است، به نمایش میگذارند. با توجه به اینکه ایالات متحده اکنون در حال آمادهسازی برای اجرای تعرفههای واردات به اندازه ۵۴ درصد بر کالاهای چینی است، دیگر نمیتوان این تحولات را صرفاً به عنوان مانور سیاسی سرسری گرفت. اظهارنظر لیوت تأیید میکند که ما نه تنها با ادامه وضعیت مواجهیم بلکه با گسترش آن. این تنظیمات تجمعی هستند، به این معنی که موانع تجاری موجود جایگزین نمیشوند، بلکه به آنها اضافه میشود—به تدریج ریسکها را افزایش میدهند.
این نرخهای بالاتر فقط بر اقلام روی کاغذ تأثیر نمیگذارند. آنها اقیانوسها را درنوردیده، وارد کانتینرهای حمل و نقل میشوند و در نهایت، هزینه کالاهای روزمره را در فروشگاههای فیزیکی تغییر میدهند. برای مثال، ماشینهای لباسشویی با افزایش قیمت تا نصف قیمت خردهفروشی اصلی خود روبرو هستند. این فقط مصرفکنندگان آمریکایی را در زمان پرداخت نمتزند. بلکه بر توافقهای تأمینکننده، استراتژیهای لجستیک و بطور طبیعی، دینامیکهای قیمتگذاری بخشهای مرتبط تأثیر میگذارد.
وقتی که اداره قبلی تعرفههای برجستهای را بر ویتنام و کامبوج اعمال کرد—به ترتیب ۴۶ درصد و ۴۹ درصد—تولیدکنندگان فکر میکردند که میتوانند با جابجایی تولید خود به آنجا، مزیتی به دست آورند. این یک راهحل بود، بله، اما فقط به طور موقت. اکنون با بارهای هزینهای اضافی که از جبهههای مختلف نزدیک میشوند، باید فرضیات را دوباره ارزیابی کنیم. کسانی که قبلاً به آسیای جنوبشرقی به عنوان یک پناهگاه امن برای جابجایی نگاه میکردند، باید به سرعت این تصمیمات را مورد بازنگری قرار دهند. از یک دام رها شده و به دام دیگری افتادهاند—این نشانه طبیعت سیاست تجاری سریعالسیر است.
از دیدگاه ما، همه اینها لحنای را ایجاد میکند که نه موقتی است و نه بلاغتآمیز. اگر الگوهای تاریخی سیاست را با اظهارات اخیر مقامات ترکیب کنیم، به نظر میرسد که نیرویی برای عمیقتر کردن جدایی تجاری وجود دارد. برای این نوع اصطکاک زمان زیادی نمیبرد که خود را در نوسانات نشان دهد—بهویژه در بازارهای فوروارد. افزایش هزینههای ورودی، محدودیتهای تأمین، ملاحظات ارزی—تمامی اینها نیاز به محاسبه دارند.
استراتژیهای بازار و نوسانات
برای معاملهگران استفادهکننده از مشتقات برای مدیریت قرار گرفتن در معرض، نوسانات گاهی میتواند مسیرهایی را ایجاد کند—استراتژی باید سازگار شود. هنگامی که تعرفهها، قیمتهای مصرفکننده را به سمت بالا سوق میدهند، داراییهای مرتبط با تورم نیاز به توجه بیشتری دارند. این یک علامت است. دیگری را میتوان در فرصتهای پوشش ریسک مرتبط با فلزات صنعتی یا شاخصهای حمل و نقل یافت، که هر دو ممکن است بهطور مستقیم به تغییرات در نقطه تأمین و تعرفههای اعمالشده واکنش نشان دهند.
واکنش ممکن است همیشه در جایی که انتظار میرود، پیدا نشود. با تنگتر شدن حاشیههای تولید، انتظار میرود که شرکتها بیشتر به الگوریتمهای قیمتگذاری تکیه کنند و در صورت امکان به منابع داخلی منتقل شوند. اگر این جابجاییها بیشتر تکرار شوند، نوسانات ورودی برای تأمینکنندگان محلی میتواند افزایش یابد. این امر درهای جدیدی را برای حرکت قیمت در بازارهایی که بهطور مستقیم با حمل و نقل بینالمللی مرتبط نیستند، باز میکند. همبستگیها همیشه بهطور یکسان رفتار نخواهند کرد. باید به دنبال الگوهای جدید بود.
اکنون تجارت را شروع کنید – برای ایجاد حساب VT Markets زنده خود اینجا
را کلیک کنید